۱۳۹۶ خرداد ۳, چهارشنبه

صدای آتنا باشیم

بعد از ملاقات دیروز بی تاب تر و بی قرارتر شدم. فکر می کردم به داد دخترم می رسند فکر می کردم الان که وقت ادعاها و وعده های آبادی و سامان دادن این مملکت است صدای آتنایم را می شنوند!!! 
صدای آتنایم را می شنوند که هوش و حواس جوانیش ،  زندگی کودکان کار و خیابان بود و در سر پرشور جوانیش ، سودای بهبود زندگی کودکان کار را داشت حتی با دستهای خالیش!

صدای آتنایم را می شنوند که غمش،غم کودکی که زیر تیغ اعدام است و  شادیش شادی جوانی که نجات یافته بود از چوبه ی دار ، به بهانه ی جرم مواد مخدر!

صدای آتنایم را می شنوند که تپش قلبش با کوبانی و مقاومتشان و مشتش کوبنده ، علیه کشتار و بی رحمی و جنایت داعش و داعشیان!

صدای آتنایم را می شنوند که می خواهد ابتدایی ترین حقوق یک شهروند و اینجا زنان ، برای انتخاب پوشش را به رسمیت بشناسند!
 اما نخیر خبری از مسئولین نیست بیش از اینها سرشان گرم شعارهای تبلیغاتی شان هست و صدای من مادر نگران و پدر غمگین آتنا را نمی شنوند پس رو به همه ی دنیا ، رو به همه ی مجامع بین الملی و نهادهای حقوق کودکان و حقوق زنان و حقوق بشر و همه ی رسانه ها که صدای آتنای من باشید . مدام در گوشم نخوانید که الان بخاطر انتخابات زمان مناسبی نیست! 
 جان دخترم در خطر است صدای دخترم باشید که سکوت در مقابل اعتصاب آتنا بخاطر اعلام برائت و حکم بی دلیل قضایی از خواهرانش ظلم در حق من است!





ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و پنجم